ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

339

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بخواست . خليفه دستور داد عميد الملك را بخواهند و از حال رسولتكين او را آگاه كنند كه دربارهء او با سلطان گفتگو نمايد . همين كه عميد الملك حاضر شد و مراتب را به او گفتند . وى گفت : سلطان ميگويد اين شخص احترامى ندارد كه مستحق مراعات باشد و احسان مرا با عصيان روبرو كرد و لازم است كه تسليمش نماليد تا منزلت من در چشم مردم تحقق پذيرد . و هيبت من افزون گردد . پس از مراجعه و گفتگو قرار بر اين شد كه به بند كشيده شود و دستخط خليفه در اين باره چنين صادر شد : جايگاه ركن الدين ( مقصود طغرل‌بيك است ) نزد ما چنانست كه اقتضاء كرده چنان كنيم كه با ديگرى نكرده بوديم زيرا كه عادت بر اين جارى نبود كسى در اين گرامى خانه به بند كشيده شود و ناگزير رضاى ما در جوابگوئى كارى است كه انجام شده است . رئيس الرؤساء به طغرل نامه نوشت تا آنكه راضى شد . در روزگاران خاندان بويه ، دار الخلافه پناهگاه هر خائفى از وزير و عميد و غير ذلك بود در ايام سلجوقيان به راهى غير از آنچه مرسوم بود برفتند و اين نخستين كارى بود كه كردند . بيان دستگيرى وزير يازورى در مصر در ذى حجه اين سال در مصر ، وزير ابى محمد حسن بن عبد الرحمن يازورى دستگير شد و مقرر گرديد اموال بسيارى از او و يارانش بازستانند و از روى مكاتباتى كه با بغداد داشت بدست آمد . آغاز كارش اين بود كه حج گذارد . همين كه حج تمام كرد بمدينه آمد و مسجد رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم را زيارت كرد در آن اثناء قطعه‌اى از كهنه پارچه‌ها كه بر ديوار حجره پوشانده شده بود ، بر دوش او افتاد يكى از كسانى كه به پا ايستاده بود بوى گفت ، اى شيخ من به تو مژده مىدهم و هر گاه بدان نائل آمدى مرا گرامى و دوستدار باش باينكه ولايتى عظيم به تو همى رسد و اين كهنه پارچه‌ها كه بر دوش تو افتاد دليل بر آنچه گفتم باشد .